پنج تمرین کاربردی برای خواندن بهتر
اگر معجزهای در کار نیست، پس چطور بهتر مطالعه کنیم؟
در دو مقالۀ قبل دیدیم که بسیاری از وعدههای رایج تندخوانی بیش از حد خوشبینانهاند. دیدیم که همۀ متنها را نمیتوان با یک سرعت خواند. دیدیم که فهمیدن فقط به حرکت چشم وابسته نیست و مغز نیز محدودیتهای خودش را دارد. اما این به آن معنا نیست که هیچ راهی برای بهتر شدن وجود ندارد.
برعکس. بیشتر افراد میتوانند با کمی تمرین، تمرکز بیشتر و انتخاب راهبرد مناسب، مطالعۀ مؤثرتری داشته باشند. شاید نتوانیم یکشبه سرعت مطالعه را چند برابر کنیم، اما میتوانیم خوانندۀ بهتری شویم.
و در نهایت، این هدف مهمتر است.
قبل از هر چیز، سرعت فعلی خود را بشناسید
بسیاری از افراد نمیدانند با چه سرعتی مطالعه میکنند. در نتیجه نمیتوانند تشخیص دهند که واقعاً پیشرفت کردهاند یا فقط احساس میکنند بهتر شدهاند. یک متن نسبتاً معمولی انتخاب کنید. زمان بگیرید و حدود ده دقیقه مطالعه کنید. سپس کتاب یا مقاله را کنار بگذارید و سعی کنید با زبان خودتان توضیح دهید چه چیزی فهمیدهاید.
اگر سرعت بالا بوده اما چیزی برای توضیح دادن ندارید، احتمالاً بیش از حد سریع خواندهاید. اگر سرعت متوسط بوده اما محتوای اصلی را بهخوبی فهمیدهاید، نقطۀ شروع شما مناسب است. سرعت را همیشه همراه با فهم بسنجید.
عددِ صرفِ «کلمه در دقیقه» بهتنهایی چیز زیادی دربارهٔ کیفیت مطالعه نمیگوید.
پنج تمرین برای مطالعۀ مؤثرتر
۱. یک متن را با سه سرعت مختلف بخوانید
یک متن نسبتاً کوتاه انتخاب کنید.
بار اول فقط خیلی سریع مرور کنید تا موضوع کلی را بفهمید.
بار دوم با سرعت معمولی بخوانید و نکات اصلی را پیدا کنید.
بار سوم بخشی از متن را با دقت و تمرکز کامل بخوانید.
این تمرین یک نکتۀ مهم را به شما یاد میدهد: خواندن فقط یک حالت ندارد. ما بسته به هدفمان میتوانیم سرعت مطالعه را تغییر دهیم.
۲. عبارتخوانی را تمرین کنید
بسیاری از افراد هر کلمه را بهصورت کاملاً جداگانه پردازش میکنند. در حالی که ذهن معمولاً میتواند گروهی از واژهها را بهصورت یک واحد معنایی درک کند.
برای مثال در جملهٔ «مطالعۀ عمیق نیازمند تمرکز و زمان است» لازم نیست هر واژه را کاملاً جداگانه ببینید. میتوان بخشهای معنایی جمله را در واحدهای بزرگتر پردازش کرد. این کار گاهی به روانتر شدن مطالعه کمک میکند. البته هدف، طبیعیتر خواندن است نه فشار آوردن به چشم یا تلاش برای ثبت رکورد سرعت.
۳. خلاصۀ یکدقیقهای بسازید
پس از پایان هر بخش، یک دقیقه مکث کنید. سپس بدون نگاه کردن به متن، با زبان خودتان توضیح دهید چه چیزی فهمیدهاید. اگر نتوانستید ایدۀ اصلی را بیان کنید، احتمالاً یا متن را خوب نفهمیدهاید یا بیش از حد سریع خواندهاید. این تمرین یکی از سادهترین راهها برای مقابله با توهم یادگیری است. همان حالتی که فکر میکنیم چیزی را فهمیدهایم، اما در عمل نمیتوانیم آن را توضیح دهیم.
۴. هدف مطالعه را از قبل مشخص کنید
قبل از باز کردن کتاب یا مقاله، از خودتان بپرسید: «من این متن را برای چه میخوانم؟» برای مرور؟ برای پژوهش؟ برای امتحان؟ برای لذت؟
پاسخ این سؤال تعیین میکند که چه سرعتی مناسب است.
یکی از دلایل ناکارآمدی بسیاری از عادتهای مطالعاتی این است که افراد برای همۀ متنها از یک روش استفاده میکنند.
۵. به خودتان اجازه دهید گاهی آهسته بخوانید
شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از مفیدترین تمرینها این است که احساس گناه بابت آهسته خواندن را کنار بگذارید. وقتی متن دشوار است، کند شدن همیشه نشانهٔ ضعف نیست. گاهی دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.
اگر یک متن فلسفی، علمی یا حقوقی شما را وادار میکند مکث کنید، احتمالاً در حال درگیر شدن با معنا هستید. و این بخش مهمی از یادگیری است.
چگونه فریب تبلیغات تندخوانی را نخوریم؟
هر زمان با یک دورۀ تندخوانی یا یک تبلیغ آموزشی روبهرو شدید، چند سؤال ساده بپرسید:
- آیا وعدۀ افزایش چندبرابری سرعت میدهد؟
- آیا ادعا میکند فهم شما کاهش پیدا نمیکند؟
- آیا برای همۀ افراد و همۀ متنها یک نسخۀ واحد ارائه میکند؟
- آیا بیشتر دربارهٔ اعداد حرف میزند تا فهم و یادگیری؟
- آیا میان مرور سریع و مطالعۀ عمیق تفاوتی قائل میشود؟
هرچه پاسخهای این پرسشها نگرانکنندهتر باشند، بهتر است با احتیاط بیشتری به آن ادعا نگاه کنید.
برای دانشجویان: هدف، یادگیری است نه تمام کردن صفحات
دانشجویان و دانشآموزان از مهمترین مخاطبان بازار تندخوانی هستند. دلیلش هم روشن است: حجم مطالب زیاد است و زمان محدود. اما درست به همین دلیل باید مراقب بود.
در مطالعهٔ درسی، هدف فقط خواندن نیست. هدف یادگیری، به خاطر سپردن، حل مسئله و توانایی استفاده از دانستههاست. اگر فصلی را خیلی سریع بخوانید اما نتوانید آن را توضیح دهید یا به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید، مطالعۀ شما کامل نبوده است.
گاهی آهستهتر خواندن در مرحلۀ اول، باعث صرفهجویی در زمان کلی میشود؛ چون نیاز به دوبارهخوانیهای متعدد را کاهش میدهد.
برای پژوهشگران: همۀ مقالهها ارزش یکسانی ندارند
پژوهشگران نیز با حجم بزرگی از اطلاعات روبهرو هستند. اما مهارت اصلی در پژوهش این نیست که همۀ منابع را از ابتدا تا انتها بخوانیم. مهارت اصلی این است که بدانیم کدام منابع را عمیق بخوانیم و کدام را فقط مرور کنیم.
یک پژوهشگر خوب میتواند دهها مقاله را سریع غربال کند و فقط چند مقالۀ کلیدی را با دقت کامل مطالعه کند. این انعطاف معمولاً ارزشمندتر از هر تکنیک نمایشی تندخوانی است.
آنچه از این مجموعه آموختیم
در این سه مقاله دیدیم که:
- سرعت بیشتر همیشه به معنای مطالعۀ بهتر نیست.
- همۀ متنها را نمیتوان با یک روش خواند.
- مغز و زبان محدودیتهای واقعی دارند.
- بعضی انواع آهستهخوانی بخشی از یادگیری عمیق هستند.
- مهارت اصلی، تنظیم سرعت متناسب با هدف مطالعه است.
در نهایت، شاید بهترین توصیه این باشد:
آنقدر سریع بخوانید که متن را از دست ندهید، و آنقدر آهسته بخوانید که معنا فرصت پیدا کند در ذهن شما شکل بگیرد.
خواندن مسابقۀ تمام کردن صفحات نیست.
ارزش مطالعه به تعداد صفحههایی که پشت سر گذاشتهایم نیست؛ به چیزی است که از آنها در ذهن ما باقی میماند.
مطالب قبلی این مجموعه
دیدگاهها
برای نوشتن دیدگاه لطفاً وارد حساب کاربریات شو.
موضوع: توسعهٔ فردی
بازدید: 13
نویسنده