تندخوانی یا بهترخوانی؟

تندخوانی یا بهترخوانی؟

واقعیت و افسانه‌های سرعت مطالعه

آیا واقعاً می‌توان چند برابر سریع‌تر خواند؟

فرض کنید کسی به شما بگوید می‌تواند سرعت مطالعه‌تان را دو، سه یا حتی چهار برابر کند، آن هم بدون اینکه چیزی از فهم شما کم شود.

وسوسه‌کننده به نظر می‌رسد، نه؟

در دنیایی که همه‌چیز با سرعت سنجیده می‌شود، طبیعی است که تندخوانی هم به مهارتی محبوب تبدیل شود. اینترنت سریع‌تر، یادگیری سریع‌تر، موفقیت سریع‌تر و حالا مطالعهٔ سریع‌تر.

چه کسی دوست ندارد کتابی را که دیگران در چند هفته می‌خوانند، در چند روز تمام کند؟ چه دانشجویی وسوسه نمی‌شود اگر بشنود می‌تواند منابع آزمون را چند برابر سریع‌تر بخواند و همان‌قدر هم خوب بفهمد؟

اما درست همین‌جا باید کمی مکث کنیم. زیرا بسیاری از چیزهایی که جذاب به نظر می‌رسند، الزاماً واقعی نیستند.

بخش زیادی از بازار تندخوانی بر این ایده بنا شده که مشکل اصلی ما «کند خواندن» است و اگر چند تکنیک خاص را یاد بگیریم، ناگهان به خواننده‌ای خارق‌العاده تبدیل خواهیم شد.

اما آیا واقعاً چنین است؟

آیا سرعت بیشتر همیشه به‌معنای مطالعهٔ بهتر است؟

و اصلاً آیا هدف مطالعه، سریع تمام کردن صفحات است یا فهمیدن آن‌ها؟

تندخوانی دقیقاً چیست؟

تندخوانی به مجموعه‌ای از روش‌ها گفته می‌شود که هدفشان افزایش سرعت مطالعه است.

در دوره‌ها و کتاب‌های تندخوانی معمولاً با توصیه‌هایی مانند این موارد روبه‌رو می‌شویم:

•    حرکت سریع‌تر چشم روی متن
•    دنبال کردن خطوط با انگشت یا قلم
•    کاهش بازگشت به عقب
•    حذف گفتار درونی
•    دیدن چند کلمه به‌صورت هم‌زمان
•    استفاده از میدان دید گسترده‌تر

برخی از این توصیه‌ها کاملاً معقول‌اند.

برای مثال، استفاده از انگشت یا قلم می‌تواند تمرکز بعضی افراد را افزایش دهد. همچنین کاهش بازگشت‌های غیرضروری به عقب ممکن است مطالعه را روان‌تر کند.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این توصیه‌های محدود و واقع‌بینانه به وعده‌های بزرگ و معجزه‌آسا تبدیل می‌شوند.

وقتی گفته می‌شود می‌توان در مدت کوتاهی سرعت مطالعه را چند برابر کرد و هم‌زمان همان سطح فهم را حفظ کرد، باید با احتیاط بیشتری به موضوع نگاه کنیم.

خواندن فقط حرکت چشم نیست

یکی از اشتباه‌های رایج در تبلیغات تندخوانی این است که خواندن را بیش از حد به یک فرایند بصری تقلیل می‌دهند.

انگار کافی است چشم سریع‌تر حرکت کند تا مطالعهٔ ما هم بهتر شود.

اما خواندن فقط دیدن کلمات نیست.

برای فهمیدن یک جمله باید واژه‌ها را تشخیص دهیم، نقش آن‌ها را در جمله بفهمیم، ارتباطشان را با جمله‌های قبل و بعد پیدا کنیم و در نهایت از آن‌ها معنا بسازیم.

چشم متن را می‌بیند، اما ذهن آن را می‌فهمد.

اگر معنا ساخته نشود، مطالعه‌ای رخ نداده است؛ فقط نشانه‌هایی روی صفحه دیده شده‌اند.

به همین دلیل سرعت حرکت چشم فقط بخشی از ماجراست. بخش مهم‌تر، سرعت پردازش و فهم ذهنی ماست.

چرا بعضی متن‌ها را می‌بلعیم و بعضی را مزه‌مزه می‌کنیم؟

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که یک رمان را در چند روز تمام کنید، اما برای خواندن چند صفحه فلسفه یا حقوق ساعت‌ها زمان بگذارید. این اتفاق کاملاً طبیعی است.

همهٔ متن‌ها بار شناختی یکسانی ندارند.

بعضی متن‌ها داستان تعریف می‌کنند. شخصیت دارند، روایت دارند و ذهن ما به‌راحتی آن‌ها را دنبال می‌کند. اما بعضی دیگر بر پایهٔ استدلال، تحلیل، تعریف مفاهیم یا بحث‌های انتزاعی بنا شده‌اند. در چنین متن‌هایی ممکن است یک جمله به چند جملهٔ قبل وابسته باشد و یک واژه بار معنایی سنگینی داشته باشد.

در نتیجه، سرعت مناسب برای همهٔ متن‌ها یکسان نیست.

بزرگ‌ترین افسانهٔ بازار تندخوانی

شاید معروف‌ترین وعدهٔ بازار تندخوانی این باشد: «چند برابر سریع‌تر بخوانید و همان‌قدر خوب بفهمید.»

مشکل اینجاست که پژوهش‌های علمی تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند. افزایش محدود سرعت مطالعه امکان‌پذیر است. تجربه، تمرین، افزایش دایرهٔ واژگان و آشنایی بیشتر با زبان می‌توانند مطالعه را روان‌تر کنند. اما هرچه سرعت بیشتر شود، احتمال کاهش دقت و فهم نیز بیشتر می‌شود. به بیان ساده، میان سرعت و عمق فهم معمولاً نوعی بده‌بستان وجود دارد.

به همین دلیل باید میان «مرور سریع» و «فهم عمیق» تفاوت قائل شویم. این دو یک چیز نیستند.

یک سرعت برای همه وجود ندارد

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در بحث تندخوانی نادیده گرفته می‌شود، تفاوت میان انواع متن است. هیچ سرعت جادویی و ثابتی وجود ندارد که برای همهٔ متن‌ها مناسب باشد.

رمان و داستان

رمان‌ها معمولاً سریع‌تر خوانده می‌شوند. روایت و کشش داستانی به ذهن کمک می‌کند که متن را روان‌تر دنبال کند.

متن فلسفی

فلسفه از دشوارترین انواع متن برای تندخوانی است. در چنین متونی گاهی یک واژه یا یک پاراگراف به‌اندازهٔ چند صفحه تأمل می‌طلبد.

مقالهٔ علمی

مقالات علمی پر از اصطلاحات تخصصی، داده‌ها و استدلال‌های فشرده‌اند. خواندن سریع آن‌ها ممکن است تصویری کلی به ما بدهد، اما الزاماً به فهم عمیق منجر نمی‌شود.

کتاب درسی

هدف از خواندن کتاب درسی فقط عبور از صفحات نیست؛ یادگیری است. به همین دلیل معمولاً باید مطالعه با مرور، تمرین و یادداشت‌برداری همراه باشد.

متن حقوقی

در متون حقوقی گاهی یک واژه، یک قید یا حتی یک نشانه‌گذاری می‌تواند معنای کل متن را تغییر دهد. در اینجا دقت بسیار مهم‌تر از سرعت است.

شعر و ادبیات

شعر اساساً برای تندخوانی نوشته نشده است. شعر را باید خواند، مکث کرد، دوباره خواند و گاهی فقط به آن فکر کرد.

شاید سؤال را اشتباه می‌پرسیم

بسیاری از افراد می‌پرسند:

«سرعت مطالعۀ خوب چقدر است؟»

اما شاید سؤال درست‌تر این باشد:

«برای این متن و با این هدف، چه سرعتی مناسب است؟»

سرعت مناسب برای یک رمان با سرعت مناسب برای یک قرارداد حقوقی یکسان نیست.

سرعت مناسب برای مرور یک مقاله با سرعت مناسب برای یادگیری یک درس تفاوت دارد.

خوانندۀ ماهر کسی نیست که همیشه سریع بخواند.

خوانندۀ ماهر کسی است که بداند چه زمانی باید سرعت بگیرد و چه زمانی باید ترمز کند.

ادامۀ این بحث را از دست ندهید

اگر اینجا به این نتیجه رسیده‌ایم که نوع متن اهمیت دارد و سرعت همیشه فضیلت نیست، هنوز یک پرسش مهم باقی مانده است: آیا مغز انسان اصلاً برای تندخوانی ساخته شده است؟

در مقالۀ بعدی به موضوعاتی مانند گفتار درونی، میدان دید، تفاوت زبان‌ها و همچنین بازار اضطرابی که پیرامون تندخوانی شکل گرفته می‌پردازیم.

دیدگاه‌ها

برای نوشتن دیدگاه لطفاً وارد حساب کاربری‌ات شو.