ساخت فهرست

فهرست کتاب را نباید دستی بسازیم. با ابزار Table Of Contents می‌شود فهرست خودکار درج کرد. این ابزار در سربرگ References است. قبل‌از این کار باید روی تیترها استایل Heading بیندازیم.
لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری‌‌ات شو

دیدگاه‌ها

برای نوشتن دیدگاه لطفاً وارد حساب کاربری‌ات شو.
با سلام و احترام. درددلی دوستانه: یکی از مشکلات بنده در نشریه این است که وقتی مقاله به دستم می‌رسد مجبورم کم‌کاری دوستان و همکاران قبل (از تایپیست تا نویسنده و داور) را هم ببینم. عبارات بسیار طولانی که تقریباً همیشه یک فعل در آن‌ها جاافتاده و من معمولاً به نویسنده می‌گویم محقق گرامی جای یک نفس کشیدن برای خواننده بگذار! چون این عبارات را باید بارها و بارها بخوانم تا بتوانم بشکانم و مفهوم را آن‌طور که مدنظر محقق بوده برسانم. عبارات گاهی 10-15 سطر نفس گیرند! طوری که معنا قربانی می‌شود و افعال جا می‌افتد. بماند که برخی از محققان افتخار خود می‌دانند که مطلبشان را کسی نفهمد! و عمداً چنین می‌نگارند. گاهی از کلیدواژه‌هایی استفاده می‌کنند که کاملاً کلمه‌ای عمومی است و اگر در گوگل جست‌وجو کنیم شاید چندهزار مطلب باز شود. من فقط در کامنت به این نکات اشاره می‌کنم البته بعد از کلی تعریف و سپاس از کار سترگشان و دادن القاب و ... چون به‌مرور متوجه شدم افراد تاب تحمل هیچ کامنتی را ندارند؛ مخصوصاً اگر مقامی و سمتی داشته باشند؛ ولی وقتی با تواضع بسیار و پس از کلی تعریف مطلبی را می‌گوییم گاهی می‌پذیرند. باور بفرمایید اساتید سرشناس حتی نام کتاب یا نویسنده را اشتباه می‌نویسند و مثلاً به جای شهید اول می‌نویسند: قمی، و پس از دیدن کامنت برآشفته شده جای دیگر حسابی، حسابمان را می‌رسند. از بی‌استایل بودن متن تا گم شدن برخی تیترها که نگویم. معمولاً خود من بارها مطلب را می‌خوانم و تیترهای اصلی و فرعی را مشخص و تنظیم می‌کنم. بنده برای کار ویرایش نشریه تابه‌حال کلی از نرم‌افزارهای نور و کلی کتاب و پی‌دی‌اف خریداری کرده‌ام. گاه برای ویرایش یک مقاله چند روز وقت می‌گذارم و درنهایت با برخی تندی‌ها مواجه می‌شوم و البته گاهی محققان عزیز برای جبران، کلی از ویرایش ایراد می‌گیرند که مثلاً چرا «اینکه» را چسبانده‌اید؟! یا تشدیدها را حذف کرده‌اید یا همزه را فلان جور نوشته‌اید و کلی هم با دلیل می‌نویسند که مثلاً «مسئله» را چرا باید به شکل «مسأله» نوشت! خدا گروه ویراستاران را خیر دهد که از ایشان آموختم فایل را ببندم تا نتوانند در متن همه اصلاحات را برگردانند به حالت قبلِ خود، و فقط در کامنت پیام دهند. خیلی راه آمدم تا صبرم را زیاد کنم و بدانم با آن‌ها چگونه سخن بگویم که به ایشان برنخورد. البته ما معمولاً با نویسنده ارتباط مستقیم نداریم و خود این هم مزید بر علت شده است. همۀ این‌ها به کنار، باور نمی‌فرمایید که صفحه‌ای چند به ما کارگران بینوا آن هم پس از چند ماه می‌دهند و هرچه اعتراض می‌کنیم دادمان به گوش کسی نمی‌رسد. خیلی دوست داشتم فقط فرم قرارداد پارسال را ببینید. امسال آن را به 30 تومان و صفحه‌آرایی را 15 تومان کرده‌اند. البته من صفحه‌آرا نیستم. مقالات را هم گاهی تا 3-4 بار ارجاع می‌دهند؛ از بس که مشکل دارد به‌ویژه در تطبیق ارجاع با متن و کتابنامه که آشفتگی بیداد می‌کند و وقتی می‌گویم محقق عزیز چند تا منبع در کتابنامه هست که اصلاً در متن نیست؛ می‌نویسد: اشکالی ندارد، می‌توانید پاک کنید!!!! یا چندتا متن بدون ارجاع یا ... . ببخشید اینقدر درددل را کردم. تنها یک سؤال: آیا مرز مشخصی بین کار نویسنده و ویراستار و داور و صفحه‌آرا و استاد راهنما وجود دارد یا نه؟ مثلاً گاهی به من می‌گویند اصلاً به ویراستار (وقتی عصبانی می‌شوند معمولاً مرا مخاطب قرار نمی‌دهند و بسیار ناچیزم می‌شمارند و خطاب به مدیرنشریه می‌نویسند این لیسانس ادبیات چه می‌فهمد این‌ها را!) چه ربطی دارد که مثلاً می‌گوید چکیده ناقص است یا کلیدواژه اصلاً کلیدواژه نیست یا فلان ارجاع علمی نیست. چون یکی از اشکالات وحشتناک مقالات علمی ـ پژوهشی ما این است که یا منابع دست اول نیست؛ مثلاً معنای لغوی کلمه‌ای عربی را که اصطلاح تخصصی است از روی مقالۀ فلانی می‌نویسند یا حتی دربارۀ آیات به قرآن مراجعه نمی‌کنند و روایات را از حافظۀ خود می‌نویسند با کلی غلط فاحش! یا اینکه می‌نویسند این منبع بی‌نا و بی‌جا و بی‌تا است!! (گاهی بیش از 5 منبع در یک مقاله که فقط حکایت از کم‌کاری محقق دارد) آن هم منبعی که نویسنده‌اش هنوز در قید حیات است. می‌خواهم بگویم گاهی انقدر کم‌کاری‌ها بزرگ است که ویراستار نمی‌تواند سکوت کند. با توجه به این حرف‌ها چه باید کرد؟ بنده تصمیم گرفته‌ام از این پس فقط در حد پولی که می‌دهند کار کنم هرچند بسیار برایم سخت است. قرارداد پارسال بنده را با دانشگاه ملاحظه فرمایید:
تعهدات
ـ ویراستاری ادبی و فنی رايانه اي از قرار هر صفحه عبارتست از: 120000 ريال به ازاي هر صفحه A4 300 كلمه ای که شامل تصحیح همه جمله ها و عبارتها مطابق ساختار انشای فارسی، تصحیح املایی، نقطه گذاری، رعایت دستور خط فارسی شامل اصلاح ارجاعات، فهرست بندی، منابع و مآخذ، کنترل منابع درون متنی با منابع پایانی، کنترل آیات و احادیث، تعیین محل شکلها و جداول، تعیین اندازه قلم و موارد مشابه آن.

متشکریم بابت به اشتراک گذاشتن این تجربه و درددل که البته خیلی طولانی بود و خارج از بحث.

مبلغ ذکرشده در قرارداد شما دستمزد حتی تایپ هم نیست و برای نمونه‌خوانی هم کم است؛ چه برسد به ویرایش.
حوزۀ مسئولیت صفحه‌آرا همین‌هایی است که در این درس‌ها یک‌به‌یک دارم عرض می‌کنم. درس‌ها را که کامل ببینید،‌ کم‌کم دستتان می‌آید.

واقعا عذر می‌خواهم که وقتتان را گرفتم. گویی در دلم مانده بود. البته همه بی‌انصاف نیستند و قدر زحمت ویراستار را می‌دانند. من که در پی اعتراض فقط به این نتیجه رسیدم حالا که حق مرا نمی‌دهند من هم در حد مبلغی که می‌پردازند کار کنم؛ درست مثل نانوا که برای کنجد اضافه قیمت را دوبرابر می‌کند! یکی از مشکلات دیگری که فکر کنم همۀ دوستان با آن مواجه شده‌اند، این است که معمولا مدیران و ... اصلا نمی‌دانند ویرایش چیست و می‌گویند به هوش مصنوعی بدهید و تمام! نیازی به این همه دستور کلی و ... نیست. باز هم ممنونم و عذرخواه.

با سلام این آزمونک درست است؟ پاسخ ارتباطی به آخرین گام بودن فهرست دارد؟!

Responsive image
سلام. پاسخ دوم درست است. آزمون را اصلاح کردیم.

بسیار سپاسگزارم.

سلام.
فارغ از سلیقهٔ ناشر، آیا بهتر است که صفحات فهرست سرصفحه داشته باشند یا نه؟

درود بر هم‌دوره‌ای.
عذرخواهی می‌کنم برای اینکه به‌جای آقای حیدری‌ثانی پاسخ می‌دهم.
در بیشتر مواقع صفحات فهرست نه سرصفحه می‌خورد و نه شمارۀ صفحه. البته باز بستگی دارد به شیوه‌نامۀ ناشری که با آن کار می‌کنید.

ممنونم بابت پاسختان.
راستش قبل از اینکه سؤال کنم قفسهٔ کتاب‌هایم را بررسی کرده بودم و دیدم که اتفاقاً دستِ‌کم همهٔ آن‌ها که تعداد صفحات فهرستشان بیش از یک صفحه است، هم سرصفحه داشتند و هم شمارهٔ صفحه!
برای همین به شک افتادم که بهترش کدام حالت است؟ بی‌سرصفحه یا سرصفحه‌دار؟

سلام و ادب بر افشین عزیز و خانم نوروزی گرامی.
صفحات داخلی فهرست هم مانند بقیۀ کتاب به سرصفحه و شمارۀ صفحه نیاز دارد. اما صفحۀ اول فهرست، مثل بقیۀ صفحه‌های اول، نباید سرصفحه و شمارۀ صفحه داشته باشد.

درود بر شما.
سپاسگزارم از پاسختان.
آیا توجیح خاصی دارد گذاشتن سرصفحه و شمارۀ صفحه برای فهرست‌ها؟ به‌نظرتان از دید مخاطب بد نمی‌شود؟ چون حاشیه می‌گذاریم تا چشممان مخاطب خسته نشود و هم فرصتی پیش بیاید برای تجزیه‌وتحلیل‌کردن مطالب و اگر شمارۀ صفحه و سر صفحه بگذاریم، به‌خصوص برای صفحات فهرست باتوجه‌به اینکه فهرست‌ها تمام صفحه را دربرمی‌گیرد، باعث به‌هم‌خوردن ذهن مخاطب می‌شود.

سلام و ادب.
بله، برای یکدست‌بودن کار و البته امکان ارجاع‌دادن به فهرست، نیاز است شماره‌صفحه درج شود. البته بسته به قالبی که برای کار طراحی کرده‌اید، می‌توانید از الگویی متفاوت برای سرصفحه‌های صفحات داخلی فهرست استفاده کنید.

سلام.
برای فارسی کردن تحمیلیِ اعداد فهرست از فونت Sahel FD استفاده فرمودید.
با توجه به اینکه معمولاً متن کتاب‌ها از فونت‌های سری IR است، ای کاش برای تناسب بیشتر در این درس هم از فونت IR Number استفاده می‌کردید.
این‌طور که من فهمیده‌ام، این فونت کم‌وبیش ناشناخته است و مظلوم واقع شده.

سلام به شما.
آخر این فونت را خودم ساخته‌ام و در این مجموعه قرار داده‌ام. البته در بستۀ فونت IR روی وبگاه ویراستاران هست؛ اما در بقیۀ سایت وجود ندارد. به هر حال ممنون که یادآور شدید.